نویسنده: ofoghqom

  • وظیفه سنجی منتظران

    وظیفه سنجی منتظران

    کسی که منتظر و چشم به راه ظهور و قیام جهانی نجات دهنده بزرگ و موعود امت ها است، بایسته است از نظر عملی، فکری و اعتقادی نیز انتظار و آمادگی خود را نشان دهد. تنها با لقلقه زبان و ادعای چشم به راه بودن، نمی توان خود را منتظر واقعی دانست!!

    وقتی انسان حقیقتا منتظر کسی باشد، تمام رفتارها و سکناتش نشان از منتظر بودن او دارد.
    به عنوان مثال اگر منتظر میهمان باشد، حتما خانه را تمیز و مرتب می کند، وسایل پذیرایی را آماده می کند و با لباس مرتّب و چهره ای شاداب، در انتظار می ماند. چنین کسی می تواند ادعا کند که منتظر میهمان است. اما کسی که نه خانه را مرتّب کرده و نه وسایل پذیرایی را آماده نموده است و نه لباس مرتّب و تمیزی پوشیده و نه اصلا به فکر میهمان بوده است؛ اگر ادعا کند که در انتظار میهمان است. همه او را ریشخند کرده، بر گزافه گویی او خواهند خندید!!
    لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ
    عشق بازان چنین مستحق هجرانند
    بعضی از بایسته ها و وظایف منتظران امام مهدی (عج) را چنین می توان شمارش کرد:
    یک. وظایف فردی و اخلاقی
    ۱- ۱- سنخیت با امام
    منتظران واقعی، وضعیت فکری، روحی و عملی خود را به گونه ای سامان می بخشند که سنخیت کاملی با امام زمان (عج) داشته باشد. به طور کلی هرانسانی دارای سه مرتبه وجودی (افکار، صفات و اعمال) است و هیچ انسانی از این قاعده مستثنا نیست. اگر کسی بخواهد به انسان دیگری نزدیک شود، چاره ای ندارد جز اینکه بکوشد نوع اعتقاد، باورها، صفات و رفتار خود را به ایشان نزدیک سازد تا از این طریق شیعه و پیرو واقعی او باشند.
    امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیه یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا[۱] فرمود: …

    اخبار پیشنهادی:

    وظیفه سنجی منتظران

    قالب وردپرس

  • اولین محافل علمی شیعه در«کوفه» دایر شد

    عده‌ای-که عمدتاً در زمره روشنفکرانند- سعی کرده‌اند که قالب کنونی مرجعیت و روحانیت را امری بدیع و فاقد پیشینه معرفی کنند و از همین نقطه‌نظر، آن را مورد حمله قرار دهند.

    عقیق:سخن از پیشینه روحانیت، مرجعیت و حوزه‌های علمیه شیعه، از سرفصل‌های
    شاخص بحث درباره این صنف در دو دهه اخیر بوده است. عده‌ای-که عمدتاً در
    زمره روشنفکرانند- سعی کرده‌اند که قالب کنونی مرجعیت و روحانیت را امری
    بدیع و فاقد پیشینه معرفی کنند و از همین نقطه‌نظر، آن را مورد حمله قرار
    دهند. از این منظر تحقیق در این باره، فحص در موضوع یکی از مقولات مهم و
    مطرح در ساحت اندیشه و تاریخ شیعی است. چند روز قبل مصادف بود با سالروز
    ارتحال مورخ ژرف‌اندیش معاصر، زنده‌یاد حجت‌الاسلام والمسلمین علی
    دوانی(قده). به یاد دارم که در آغازین سالیان دهه ۸۰ که یکی از اعضای
    سازمان موسوم به مجاهدین انقلاب اسلامی سخنانی درباره ارتباط روحانیت و
    مرجعیت با مردم در شهر همدان بیان داشته بود، طی گفت و شنودی با استاد
    دوانی پی‌جوی یافته‌های آن بزرگ درباره تاریخچه حوزه‌های شیعی و نحوه تعامل
    آنان با شرایط سیاسی و فرهنگی زمانه خویش گشتم. این مصاحبه که بیش از دو
    ساعت به طول انجامید، در آن دوره مجال انتشار نیافت. اینک در سالروز ارتحال
    آن پژوهنده فرزانه، بخش‌هایی از گفته‌های وی در آن جلسه را به گونه‌ای
    تحلیلی به شما خوانندگان ارجمند صفحه تاریخ تقدیم می‌دارم. امید آنکه
    محققان و علاقه‌مندان را مفید آید.

      
      حوزه علمیه کوفه، گام نخست حوزه‌های شیعی

    به باور استاد علی دوانی، شهرکوفه- پایگاه حکومت امیر مؤمنان(ع)- شاهد
    شکل‌گیری آغازین حلقه‌های علمی تشیع بوده است. البته این محافل نه در دوران
    خلافت وحکومت علی(ع)، که در دوران امامت امام باقر(ع) تأسیس شده‌اند. به
    شهادت اسناد، به‌رغم برخی بدعهدی‌های کوفیان با امامان شیعه، زمینه‌های
    تعلیم و تعلم معارف اهل بیت(ع)، در این شهر وجود داشته و تشکیل اولین حوزه
    علمیه شیعه را موجب گشته است:
    «سابقه سازمان روحانیت شیعه از آغاز و
    قدیم‌ترین زمان‌ها تا عصر ما، به طور اجمال از این قرار است: اولین حوزه
    علمیه شیعی را باید در شهر کوفه جست‌وجو کرد. به هرحال کوفه هم پایگاه
    امیرالمؤمنین(ع) بوده و به همین دلیل، عده‌ای روی شیعیان کوفه حساب
    می‌کردند. با کمال تأسف بیشترین ضربه‌ای که امامان عالی‌مقام ما دیدند، از
    کوفه بوده است. بنده در مقدمه مفصلی که بر کتاب کوفه تا یکصد سال بعد از
    اسلام نوشته‌ام، به این حالت متضاد پرداخته‌ام. این شهر هم مرکز سیاست و هم
    مرکز علمی شیعه بوده است. روات و محدثین و فقهای کوفه، بیشترین سهم را در
    انتشار تشیع داشته‌اند. شاگردان ممتاز امام باقر(ع)، بلکه قبلاً امام
    زین‌العابدین(ع)، عمدتاً از این شهر آمده‌اند. در زمان امیرالمؤمنین(ع) در
    این شهر، فقط اصحاب ایشان بودند. ۲۰ تن از رجال معروفی که بنده ۱۲ نفرشان
    را نوشته‌ام و هشت تای دیگر را هم بناست بنویسم، از این شهر هستند. این ۲۰
    تن، هم اهل علم بودند و هم اهل رزم و سیاست.»
      قم، کانون نشر معارف اهل بیت(ع)

    به شهادت منابع تاریخی، شهر مقدس قم از دیرباز و حتی از دوره حضور اهل
    بیت(ع)، محضر و مأمن فقها و شیعیان بوده است. امامان شیعه در مکتوباتی،
    فقهای قم را مورد خطاب خویش قرار داده و به آنان توصیه‌ها و ارجاعاتی
    داشته‌اند. استاد علی دوانی به لحاظ تقدم زمانی، پس از حوزه شیعی کوفه،
    نوبت را به حوزه پرقدمت قم می‌دهد و آن را از کانون‌های نشر معارف شیعی
    می‌دهد. علاوه بر این استاد، با احیای اثر ارجمند وگرانسنگ تاریخ قم،
    میراثی ارجمند برای تاریخ‌پژوهان باقی گذارده است:
    «از کوفه که بگذریم،
    بعدها حوزه به معنی واقعی، در قم به وجود آمده است. تاریخ قدیم قم تألیف
    حسن‌بن‌محمد قمی که شاگرد حسین‌بن‌علی‌بن‌بابویه، برادر شیخ صدوق بود و این
    کتاب را در سال۳۷۸ هجری در۲۰ باب به سبک امروزی که تمام ریزه‌کاری‌ها اعم
    از آب ‌و‌ هوا، زمین‌ها، رودخانه‌ها و اوضاع جغرافی قم تا شعرا و فقها و
    محدثین و… را نگاشته که متأسفانه مفقود شده است. یکی دیگر از کتب مفقود
    شده، مدینه‌العلم شیخ صدوق است که در همان قم نوشته است که می‌گویند اگر
    باقی مانده بود، در کنار کتب ‌اربعه، یکی از بزرگ‌ترین کتب روایات ما
    می‌شد. کتاب تاریخ قم قبلاً نزد علما بوده و بعداً مفقود شده است. بعدها
    حسن‌بن‌علی‌بن‌عبدالملک قمی پنج باب از آن کتاب را در۸۰۷ هجری به فارسی
    ترجمه کرده و مرحوم سید جلال‌الدین تهرانی در سال۱۳۱۱ هجری، این پنج باب را
    به نام تاریخ قم چاپ کرد. از همین پنج باب باقی مانده، عظمت قم از لحاظ
    دینی و حوزوی کاملاً پیداست. اگر علما و فقهای شیعه ما در قم نبودند، اصلاً
    نه تنها تشیع، بلکه دین از بین می‌رفت. یعنی روایاتی که این عده از اهل
    علم از امام زین‌العابدین(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل کردند، اساس
    تشیع و شناخت صحیح دین اسلام است.»

      راز محوریت قم در میان پیروان اهل بیت(ع)

    استاد
    دوانی در بخش دیگری از این گفت‌وشنود، از راز توسعه حضور شیعیان و نیز
    حوزه‌های شیعی در شهر قم سخن می‌گوید. او بر این باور است که پیمان وفاداری
    دو برادرشیعه با حاکم زرتشتی قم در برابر حمله دیلمیان، برای آنان در این
    شهر حاشیه امن ایجاد کرد و موجب شد دیگر اقوام و مرتبطان با آنان، از کوفه و
    عراق به قم کوچ کنند:
    «شیعیان در زمان بنی‌امیه، خیلی در کوفه تحت نظر
    بودند. دو برادر شیعه به نام عبدالله و احوص در سال۸۱ هجری از زندان
    حجاج‌بن‌یوسف فرار کردند و با تمام کسانشان به قم آمدند. یزدان ‌پایدار
    حاکم زرتشتی قم بود. او اینها را پذیرفت. دیلم‌ها در فواصل زمانی به قم
    حمله و غارت و قتل و ضرب و شتم می‌کردند. عبدالله و احوص به یزدان‌پایدار
    گفتند که اگر اجازه بدهی، ما و کسان ما به شهر بیاییم، ما در تیر‌اندازی
    خیلی چابک هستیم! یزدان‌پایدار اجازه داد و اینها وارد قم شدند و از شهر
    دفاع کردند. بقیه اقوام اینها هم که در عراق بودند، از بیم بنی‌امیه و
    حجاج‌بن‌یوسف به قم آمدند و اساس تشیع در قم را بنا نهادند. شرح مفصل این
    ماجرا در همین پنج ‌باب تاریخ قم آمده است. یکی از روحانیون قم به نام
    مرحوم ناصر‌الشریعه به من گفت: این کتاب را حک و اصلاح و تصحیح کن و من بر
    آن کتاب مقدمه مفصلی نوشته و در آن توضیح داده‌ام که تشیع چگونه در قم پایه
    گرفت و چه شد که حوزه علمیه عراق به قم منتقل شد.
    این کتاب هم درآن
    دوره و هم اخیراً، با اضافات منتشر شده است. در آن مقدمه توضیح دادم که
    اقوام همین‌ دو نفر بودند که کم‌کم حوزه را قوام دادند، از جمله
    احمد‌بن‌محمدبن‌عیسی، رئیس‌العلمای قم، حسن‌بن‌محمد صفار، احمد‌بن‌محمد
    برقی، در ردیف اول علمای قم بودند که شاگردان اینها، حوزه علمیه قم را
    تأسیس کردند. اینها در سال۸۱ هجری به قم آمدند و از سال۱۰۰ به بعد‌ -چون
    امام محمدباقر(ع) در سال۱۱۴ و امام جعفر صادق در سال۱۴۸ هجری به شهادت
    رسیدند- در این فاصله ۲۰ سال، شیعیان کوفه و جاهای دیگر به قم آمدند و
    کم‌کم زرتشتی‌ها هم شیعه شدند و از اواخر عمر امام محمدباقر(ع) به بعد،
    حوزه علمیه قم به نام روات و محدثین پایه‌گذاری شد. اسامی اینها خیلی زیاد
    است و در کتاب ‌تاریخ قم ناصر‌الشریعه به صورت الفبایی از آن زمان تا حاضر
    آمده است. حوزه علمیه قم پس از آن، به مرور ایام خلوت شد. مخصوصاً در حمله
    تیمور که مردم قم را قتل‌عام کرد! او از این کار انگیزه دینی نداشت. سنّی
    بود، ولی به علما ارادت داشت. تیمور آدم دوگانه‌ای بود. هم بی‌رحم بوده، هم
    حافظ قرآن و هر جا که می‌رفت، با علما و مشایخ تصوف بحث می‌کرد! گاهی به
    او خبر می‌دادند که اینها شیعیان متعصبی هستند و دست به قتل‌عام می‌زد، ولی
    در اصفهان هم که همه سنی بودند، شبانه به بار و بنه اینها در میدان کهنه
    اصفهان حمله کردند و تیمور هم متقابلاً دستور داد تا سه روز۷۰ هزار نفر را
    کشتند! چندان انگیزه مذهبی درکار نبوده و بیشتر خلق و خوی خونریزی خود او
    بوده است.»

      حوزه کاشان، نمادی از علاقه ساکنان این شهر به خاندان پیامبر(ص)

    استاد
    به موازات سخن گفتن از مکانت شهر قم در میان کانون‌های علمی شیعی، از حوزه
    کاشان نیز سخن به میان آورده است. او علت موجده این کانون را، علاقه وافر
    مردمان این شهر به خاندان پیامبر برمی شمارد و مصداقی از آن را نیز مورد
    اشاره قرار می‌دهد:
    «به مرور ایام شیعیان پخش شدند و قم فراموش شد.
    علتش هم درست روشن نیست. بنده خیلی هم درباره این عصر فترت تحقیق کردم و
    علت را به روشنی درنیافتم. فقط می‌بینیم که در قرن هفتم هجری، عماالدین
    طبری یکی از دانشمندان بزرگ ما -که هم متکلم بوده و هم محدث و هم فقیه و
    صاحب کتاب کامل بهایی که آن را برای بهاءالدین، پسر شمس‌الدین صاحب دیوان،
    وزیر هلاکو نوشته- از قم به اصفهان دعوت می‌شود. معلوم می‌شود که قم هنوز
    تا حدی علما و دانشمندانی از خود و دیگران داشته، ولی از کیفیت حوزه آنجا
    اطلاع درستی در دست نیست. حوزه مهم دیگر در کاشان بود، چون یکی از نقاط مهم
    شیعه‌نشین بعد از قم، کاشان بود. زکریای قزوینی در کتاب معروفش آثارالبلاد
    می‌نویسد: در تعصب کاشانی‌ها به تشیع همین بس که در بیرون از کاشان، قبری
    را به نام ابولؤلؤ، قاتل خلیفه دوم درست کرده‌اند و عصرهای جمعه به آنجا
    می‌روند. از جاهای دیگری که شاهد تجمع شیعه هستیم، محله‌ای در نیشابور بوده
    که شیخ صدوق کتاب الامالی را در آنجا نوشته است. شیعه‌ها در روزهای جمعه
    در مسجد جامع نیشابور جمع می‌شدند و شیخ صدوق منبر می‌رفت و حدیثی را با
    سلسله سند، املا می‌کرده است. شیخ صدوق، شیخ مفید و شیخ طوسی، الامالی
    دارند.»

      حوزه علمی شیخ مفید و تحولات سیاسی شهر بغداد

    اوج و
    افول حضور علمای شیعه در بغداد و نیز حوزه‌های شیعی آن، داستانی در خور
    خوانش دارد. شیخ مفید با ایجاد رابطه‌ای محترمانه و تعاملی با علمای اهل
    سنت، حساسیت‌های منفی آنان را نسبت به شیعه به حداقل رساند و برای تبلیغ
    معارف شیعی، شرایطی مساعد فراهم نمود. پس از دانشی مرد نامدار، شیخ طوسی هم
    بدین شیوه رفتار کرد و در دوران زعامت او، جامعه شیعی مجد و عظمتی
    روزافزون یافت. با این همه این شرایط مساعد، دیری نپایید و یک رویداد تلخ
    سیاسی موجب گشت که شیخ رحل اقامت را به نجف ببرد. استاد علی دوانی این
    رویداد را اینگونه روایت کرده است:
    «شیخ مفید در سال ۴۱۳ هجری از دنیا
    رفت. رئیس علمای شیعه و اعلم علمای کل عراق بوده است. آن موقع آزادی بوده و
    فرقه‌های دیگر هم در درس ایشان شرکت می‌کردند. هم شیخ طوسی به درس علمای
    بزرگ اهل تسنن می‌رفته، هم آنها به درس او می‌آمدند. قرن پنجم و ششم هجری،
    عصر خوبی بوده است. حوزه شیعه، در آن ایام، همه حوزه‌ها را تحت تأثیر قرار
    داده بود. محفل شیخ مفید و شاگردانش، حسین‌بن‌عبیدالله غضایری، شیخ طوسی،
    سیدمرتضی، سیدرضی و حدود۵۰،۴۰ نفر دیگر که در میان آنها از اهل تسنن هم
    بوده‌اند، آوازه فراوان داشته است. بعد حوزه به دست سیدمرتضی افتاد -که در
    سال ۴۳۶ از دنیا رفته- و شیخ طوسی به علاوه شاگردی شیخ مفید، شاگرد سید
    مرتضی هم بوده است، ولی از ۴۳۶ که سید مرتضی از دنیا می‌رود، شیخ طوسی
    سرپرست همه حوزه‌های شیعی در همه جا می‌شود که علما از اینجا به نقاط
    شیعه‌نشین می‌رفتند یا از آنجا به حوزه شیخ طوسی می‌آمدند، به طوری که ۳۰۰
    شاگرد داشته که همه هم شخصیت‌های مهم شیعه و سنی شدند. در سال ۴۴۷ طغرل
    سلجوقی به بغداد حمله کرد و کسی به اسم بساسیری- که اهل فسا بوده و معلوم
    نیست چرا یک فسایی را به صورت بسا‌سیری درآورده‌اند- که سردار شیعه بود،
    حمله کرد و خلیفه را تحت‌الشعاع قرارداد و بغداد را گرفت. تا یک سال هم
    حکومت کرد تا اینکه مخالفین برای طغرل سلجوقی نوشتند که بیا به داد ما برس!
    بسا‌سیری دستور داده بود که در روزهای تاسوعا و عاشورا عزاداری کنند.
    مجالس شیعه برپا شده بود و مردم در کوی و برزن می‌ریختند و عزاداری‌های
    مفصل می‌کردند، علم به دست می‌گرفتند و پیاده به زیارت امام حسین(ع)
    می‌رفتند، در حالی که قبلاً جرئت این کار را نداشتند. طغرل سلجوقی که حمله
    کرد، بساسیری را گرفت و کشت و بعد سنی‌ها سر بلند کردند. شیخ طوسی به قدری
    وجهه پیدا کرده بود که از طرف خلیفه بغداد به او کرسی تدریس داده بودند که
    بر آن کرسی، علم کلام بگوید و نه علم فقه که بر اساس مذهب شیعه است. خیلی
    هم پیش خلیفه موجه بود. طغرل که حمله کرد، خانه شیخ طوسی و کتابخانه‌اش را
    آتش زدند! روی همین اصل است که می‌گویند بسیاری از کتب ارزشمند و روایات ما
    درآن آتش‌سوزی از بین رفت. این کتابخانه به یکی از وزرای آل‌بویه به نام
    شاپوربن‌اردشیر -که گویا وزیر بهاءالدوله دیلمی بوده- تعلق داشته است. در
    این موقع آل‌بویه هم قیام کرده و یک حکومت شیعه تشکیل داده بودند. خلیفه را
    هم داشتند، ولی کارها دست خودشان بود. اول معزالدوله دیلمی، بعد پسرش
    عضدالدوله دیلمی و بعد هم عزالدوله دیلمی حاکم شد. بعد از شاهان ساسانی،
    اولین کسی که در اسلام شاهنشاه خوانده شد، همین عزالدوله دیلمی است که
    بسیار قوی و باهیبت بوده است. شاپور‌بن‌اردشیر در میدان بغداد، کتابخانه‌ای
    با ۱۰ ‌هزار کتاب داشته که فقط ۱۰۰تای آنها قرآن‌های خطی نفیس بوده‌اند.
    این کتابخانه به دستور طغرل سلجوقی تماماً سوزانده شد! همین طور خانه و
    کتابخانه شیخ طوسی و همین طور پرچم سفیدی را که شیعیان در ایام عاشورا و
    نیمه شعبان و مناسبت‌های دیگر به دست می‌گرفتند و زیر آن سینه می‌زدند و تا
    کربلا می‌رفتند را آتش زدند! شیخ طوسی در سال۴۴۷ مخفی شد و در اواخر۴۴۸،
    پنهانی به نجف آمد. نجف در آن موقع قصبه‌ای بیش نبوده و افرادی در اطراف
    حرم حضرت علی(ع) کپر زده و خانه‌های گلی ساخته بودند. شاهان شیعه مثل
    عزالدوله که به آنجا می‌رفتند، به سادات و فقهای آنجا رسیدگی می‌کردند. خود
    عزالدوله هم وصیت کرده بود که در سرداب حضرت امیر(ع) دفن بشود. آنها قبر
    حضرت امیر(ع)، قبر امام حسین(ع) و قبر مسلم‌بن‌عقیل(س) را تعمیر کردند. در
    همان دوره، فرقه‌ای به نام حمدانی‌ها در موصل و در حلب به وجود آمد و با
    وجود اینکه سیف‌الدوله حمدانی و ناصرالدوله حمدانی شیعه بودند، در آنجا
    اثری از علمای شیعه نمی‌بینیم. حوزه‌های مهم شیعه اول کوفه، بعد قم و بعد
    بغداد بودند تا سال۴۴۸ هجری.»
      شیخ طوسی و پایه‌گذاری حوزه علمیه نجف

    همانگونه که اشارت رفت، شیخ طوسی پس از رویداد حمله به بغداد و آتش زدن
    خانه و کتابخانه‌اش، عزم نجف کرد و در این شهر ساکن گشت. برحسب شواهد
    تاریخی، سوخته شدن کتابخانه شیخ در بغداد، موجب شد که بسیاری از آثار و
    مآثر شیعی از میان برود. به گونه‌ای که برای بسیاری از فقها، این باور پیش
    آمد که برخی روایات صادر شده از امامان معصوم(ع) که دستاویز افتاء شیخ در
    دوره خویش بوده، درجریان آن آتش‌سوزی از میان رفته است.
     استاد علی
    دوانی درباره این مهاجرت و آثار و پیامدهای آن می‌گوید: «وقتی شاگردان شیخ
    طوسی فهمیدند که شیخ به نجف رفته است، همه آنها از بغداد و جاهای دیگر به
    نجف هجوم آوردند و شروع کردند به شهرسازی. از۴۴۸ تا۴۶۰-که وفات شیخ طوسی
    است- نجف به صورت یک شهر درمی‌آید. بنابراین پایه‌گذار حوزه نجف و حتی تا
    حدودی شهر نجف، شیخ طوسی است. بعد از وفات ایشان، پسرش شیخ ابوعلی طوسی جای
    پدر نشست. او هم مرد ملای بزرگی بود و شاگردان شیخ طوسی، شاگرد او هم
    می‌شوند. البته بعضی‌هایشان به شهرهایشان برمی‌گردند. از جمله
    قاضی‌عبدالعزیز طرابلسی که به طرابلس و لبنان می‌رود و عده دیگری از
    شاگردان شیخ طوسی -که هر کدام برای خودشان کسی بودند-  در شهرهای خودشان،
    حوزه‌هایی را دایر می‌کنند. از جاهای مختلف، اهل علم به حوزه نجف می‌آیند و
    آنجا رونق می‌گیرد.»
    منبع:جوان

    قالب وردپرس

  • برترین اشک ها

    برترین اشک ها

    اشک، آبی است که دائماً از غده های اشکی بر کره چشم، برای پاکیزه نمودن صفحه چشم فرو می ریزد و گرد و غبار آن را جمع می نماید. این مواد از طریق سوراخ کوچکی که در گوشه چشم قرار دارد، وارد فضای بینی می گردد. این مقاله به بررسی انواع اشک و اقسام آن با توجّه به عوامل پدید آورنده آنها پرداخته و سپس اهمّیت گریستن در مصائب معصومین علیهم السلام خصوصاً امام حسین علیه السلام و نیز دیدگاههای معصومین علیهم السلام در این باره را متذکر شده است.

    قال الحسین علیه السلام: انَا قَتیلُ الْعَبَرَهِ لایذْکرُنی مُؤمِنٌ الّا اسْتعْبَرَ.[۱]
    [من کشته اشکم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر اینکه اشکش جاری شود.]
    اشک، آبی است که دائماً از غده های اشکی بر کره چشم، برای پاکیزه نمودن صفحه چشم فرو می ریزد و گرد و غبار آن را جمع می نماید. این مواد از طریق سوراخ کوچکی که در گوشه چشم قرار دارد، وارد فضای بینی می گردد.
    اگر انسان حالت گریه پیدا کند، غده های اشکی، اشک بیشتری تولید می کنند و چون سوراخ کناره های چشم گنجایش همه اشکها را ندارد، از گوشه های چشم مقداری از آن بیرون می ریزند.
    طبق بررسی های به عمل آمده توسط متخصصین زیست شناس، هنگام خنده تنها حدود بیست عضله صورت فعالیت دارند، امّا در گریستن حدود سه برابر آن، فعالیتهای عضلانی صورت می گیرد.
    بعد از بیان این مقدمه، لازم است به بررسی انواع اشک و اقسام آن با توجّه به عوامل پدید آورنده آنها بپردازیم و سپس اهمّیت گریستن در مصائب معصومین علیهم السلام خصوصاً امام حسین علیه السلام و نیز دیدگاههای معصومین علیهم السلام در این باره را متذکر شویم.
    اقسام اشکها
    ۱- اشک تزویر
    گاهی گریه، گریه ریا و تزویر است، شخص …

    اخبار پیشنهادی:

    برترین اشک ها

    قالب وردپرس

  • چگونه بخل انسان را هلاک می‌کند؟

    پیامبر اسلام(ص) در روایتی سه اثر منفی بخل را بیان کردند و آن را مایه هلاکت انسان ها دانستند.

    عقیق: متن روایت را از کتاب خصال شیخ صدوق منتشر می کند.

    عَنِ النَّبِیِّ (ص) قَالَ: إِیَّاکُمْ وَ الشُّحَّ
    فَإِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ بِالشُّحِّ أَمَرَهُمْ
    بِالْکَذِبِ فَکَذَبُوا وَ أَمَرَهُمْ بِالظُّلْمِ فَظَلَمُوا وَ
    أَمَرَهُمْ بِالْقَطِیعَهِ فَقَطَعُوا.


    پیامبر(ص) فرمود: از بخل پرهیز کنید که پیشینیان شما با بخل
    هلاک شدند؛ بدین صورت که به آنها گفت دروغ بگویید و دروغ گفتند و آنها را
    به ظلم دعوت کردند پس ظلم کردند و آنها را به قطع ارتباط دعوت کرد و آنها
    رابطه خود را [با دیگران] قطع کردند.


    پی نوشت:

    خصال، ج۱، ص۱۷۶

    منبع:حوزه

    قالب وردپرس

  • با تأسی به حضرت زهرا در مسیر تولی و تبری گام برداریم

    با تأسی به حضرت زهرا در مسیر تولی و تبری گام برداریم

    رییس فرهنگستان علوم اسلامی با بیان اینکه تولی و تبری از اصولی ترین مبانی دین اسلام است، گفت: اصل اقدام به خطبه فدکیه از سوی حضرت زهرا(س) به منظور احیای تولی و تبری بوده است.

    آیت الله سید محمدمهدی میرباقری در همایش آموزشی فاطمیه و زیارت حضرت فاطمه زهرا(س) که صبح امروز در سالن اجتماعات داراشفا برگزار شد، با اشاره به اینکه حضرت زهرا (س) محور تبری از ائمه جور و تولی به امیرمؤمنان هستند، گفت: اگر کسی ایشان را تصدیق نکند به تولی معصوم(ع) دست پیدا نمی کند.
    رییس فرهنگستان علوم اسلامی با بیان اینکه تولی و تبری از اصولی ترین مبانی دین اسلام است، اظهار داشت: اصل اقدام به خطبه فدکیه از سوی حضرت زهرا(س) به منظور احیای تولی و تبری بوده است؛ بر این اساس باید با تأسی به ایشان در مسیر تولی و تبری گام برداریم، زیرا بدون توجه به فعل ایشان نمی توانیم درک صحیحی از این مفاهیم داشته باشیم.
    وی با تشریح دو روایت به تبیین جایگاه برائت در کلام معصومین(ع) پرداخت و عنوان کرد: با توجه به روایاتی که از معصومین(ع) نقل شده است باید از ائمه ظلم و جور و کسانی که بساط ظلم را علیه اهل بیت(ع) برپا کردند باید تبری بجوییم.
    آیت الله میرباقری خاطرنشان کرد: همانطور که جبهه حق به رهبری پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) ما را به سوی خود جذب می کند و می خواهد سراسر وجودمان را پر از نور کند، جبهه باطل نیز به رهبری شیطان و هم پیمانانش سعی دارند ما را به سوی خود خوانده و در گرداب ظلمانی خودشان غرق مان کند؛ در اینجا واضح می شود که برای دوری از ائمه جور واجب است اعلام برائت کنیم.
    عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه معصومین(ع) «بلد امین» هستند، اظهار داشت: مؤمنان …

    اخبار پیشنهادی:

    با تأسی به حضرت زهرا در مسیر تولی و تبری گام برداریم

    قالب وردپرس

  • کسی که پرسید «از طرف خدا بود یا از طرف خودت؟» دچار عذاب الهی شد

    واکنش آیت الله جاودان به سخنان اخیر رئیس جمهور درباره نقد معصومین:

    بعد از غدیر کسی پیش پیامبر آمد و گفت این‌ها که در مورد علی گفتی از خودت بود یا از خدا؟ پیامبر فرمود آنچه گفتم از طرف خدا بود. او هم گفت خدایا اگر این مطلب حق است، بر من عذاب نازل کن و عذاب هم آمد و او مُرد.

    عقیق: مراسم هفتگی درس اخلاق
    آیت الله جاودان در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد. در این مراسم آیت الله محد
    علی جاودان به سخنان اخیر رئیس جمهور درباره امکان نقد معصومین پاسخ داد:

    نمونه‌هایی از مشورت‌های  پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم با اصحابشان و
    برخی اعتراض‌هایی که به ایشان شد.

    نمونۀ اول: جنگ بدر

     در جنگ بدر مسلمین قرار بود بروند
    و کاروان تجاری قریش را تصاحب کنند؛ اولاً می‌خواستند راه قریش را ناامن کنند و ثانیاً
    می‌خواستند تقاص پس بگیرند؛ زیرا مهاجرین تمام اموال خود را مکه گذاشتند و آمدند و
    این اموال توسط مشرکین مصادره شد. پس آن‌ها به قصد جنگ نیامده بودند و با خود  ابزار جنگی نیاورده بودند. تعدادشان کمی بیش از
    سیصد نفر بود. اما مشرکین هزار سرباز فرستاده بودند و با تجهیزات جنگی آمده بودند.
    قبل از رو به رو شدن دو سپاه، پیامبر از اصحاب مشورت خواستند که چه کنند. در میان جمع،
    ۷۰ نفر
    از مهاجرین بودند و باقی از انصار. این روایت از صحیح
    مسلم است و راوی آن انس. سعد بن عباده
    گفت یا رسول‌الله آیا منظور شما با ماست (انصار)؟ اگر به ما امر کنی که در دریا فرو
    برویم، می‌رویم.

    پیامبر در حقیقت نظر انصار را
    می‌خواستند؛ زیرا انصار با پیامبر بیعت کرده بودند که در مدینه همانطور که از خانوادۀ
    خود حمایت می‌کنند، از پیامبر هم حمایت کنند. اما الان آن‌ها در شهر نبودند و پیامبر
    می‌خواست بداند که آیا آنان در اینجا هم بر سر پیمان خود هستند؟

    پیامبر حرکت کرد و مقابل مشرکین
    قرار گرفت. جایی که پیامبر قرار گرفت، جایی است خشک و بی‌آب و چاه‌های آب که به بدر
    معروف است، در آنجا نیست. چاه‌ها در اختیار مشرکان است و در اردوگاه مشرکان قرار دارد.
    در اینجا اهل سنت روایتی دارند که شخصی به نام حباب پیش پیامبر آمد و گفت اگر اینجایی
    که ایستادید، نظر خداست، حرفی ندارم، ولی اگر فکر خودتان است، اینجا جای مناسبی نیست
    و آبی ندارد و پیامبر هم پذیرفتند. این روایت، ساختگی است. اصلاً پیامبر نمی‌توانست
    در مکان چاه‌ها قرار گیرد؛ زیرا آنجا مشرکان بودند. اما به لطف خدا باران بارید و مشکل
    آب برای سپاه اسلام حل شد.

    نمونۀ دوم: جنگ خندق

    تعداد مشرکان در این جنگ، ده
    هزار بود. یکی از قبایل مشرک حاضر در این جنگ، تعدادشان چهار هزار نفر بود. طرح پیامبر
    این بود که یک سوم خرمای مدینه را به این قبیله بدهد و آن‌ها را از جنگ منصرف کند.
    پیامبر با صدای بلند به آنان این پیشنهاد را داد و آن‌ها وسوسه شدند و در میان سپاه
    دشمن تزلزل ایجاد شد. بعد در میان لشکر اسلام، بزرگ انصار یعنی سعد
    بن معاذ
    آمد و گفت ما تا به حال یا خرما فروختیم یا دیگران را با خرما مهمان کردیم؛ سابقه نداشته
    که به‌زور به کسی خرما بدهیم. از پیامبر پرسید که این طرح از خودتان است یا از جانب
    خدا؟ پیامبر فرمود چیزی که گفتم وحی نیست. لذا سعد گفت ما می‌جنگیم و به زور به کسی
    خرما نمی‌دهیم.

    علت اینکه پیامبر می‌خواست با
    اعطای خرما دشمن را منصرف کند، این بود که جمعیت مشرکین خیلی زیاد بود و پیامبر نمی‌خواست
    بعدها مردم مدینه بگویند که وجود پیامبر باعث کشتار ما و سختی و فشار بر روی ما شد.
    حالا که خود انصار راضی به جنگ می‌شوند، دیگر این مشکل حل می‌شود. ضمن اینکه تمام کارهای
    پیامبر حکیمانه بود؛ با پیشنهادی که علناً به کفار دادند، در میان آن‌ها تفرقه و تزلزل
    ایجاد کردند و آنچه هم بین اصحابشان مطرح شد، مخفیانه بود.

    نمونۀ سوم: بعد از غدیر

    بعد از غدیر کسی پیش پیامبر آمد
    و گفت این‌ها که در مورد علی گفتی از خودت بود یا از خدا؟ پیامبر فرمود آنچه گفتم از
    طرف خدا بود. او هم گفت خدایا اگر این مطلب حق است، بر من عذاب نازل کن و عذاب هم آمد
    و او مُرد.

    معنی نصیحت در حدیث شریف نبوی

    پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم
    در حدیثی فرمودند که دل
     مؤمن
    از سه چیز خالی نیست و یکی از آن‌ها عبارت است از: «النصیحه لائمه المسلمین». مقصود
    از ائمۀ مسلمین در این حدیث امامان معصوم هستند و معنی نصیحت، انتقاد نیست! معنی نصیحت،
    خیرخواهی به همراه فرمانبرداری است.

    درکتاب‌های
    تاریخی آمده که
     مقداد
    برخاست و گفت ای رسول خدا ما سخن یاران #موسی را به شما نمی‌زنیم (یاران موسی به ایشان
    گفتند که تو خود با خدایت به جنگ بروید و ما همین جا می‌نشینیم) ما می‌گوییم به میدان
    برو و ما پشت سرت هستیم. پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم هم برای مقداد دعا کرد.
    مقداد ایمان داشت که این حرف را زد.

     در جنگ  خندق  امیرالمؤمنین
    علیه‌السلام سه بار داوطلب مبارزه با  عمرو
    شدند و پیامبر بار اول و دوم اجازه ندادند و بار سوم اجازه دادند. چرا پیامبر همان
    ابتدا اجازه ندادند؟ برای اینکه بعداً نگویند که ما هم می‌خواستیم برویم و بجنگیم اما
    علی خودش را جلو انداخت.


     قدیم فکر می‌کردم که امیرالمؤمنین
    در تمام جنگ‌ها حریف را با یک ضربت از پای در می‌آوردند بجز جنگ خندق و در مصاف با
    عمرو. اما در تحقیقات جدید فهمیدم که در این جنگ هم حضرت با یک ضربت عمرو را از پای
    در آوردند.

     اگر کسی در جنگ کسی را می‌کشت
    می‌توانست هماورد جنگی او را برای خودش بردارد؛ بر خلاف سایر غنائم جنگی که باید توسط
    پیامبر تقسیم می‌شد، ولی امیرالمؤمنین تن عمرو را لخت نکرد و زرۀ او را از تنش بیرون
    نیاورد. وقتی خواهر عمرو بر بالین وی حاضر شد و این صحنه را دید، گفت بر تو نمی‌گریم؛
    چون یک مرد تو را کشته‌است.

    قالب وردپرس

  • همه واقعیت‌های «کشتی مطلا»/ چه مقدار طلا در ساخت کشتی به‌کار رفته‌ است؟

    عقیق:طی روزهای اخیر اخبار
    مختلفی درباره ساخت کشتی مطلا که منقش به آیات قرآن است در فضای مجازی و
    برخی رسانه‌ها منتشر شده و در این خصوص نظرات مختلف از جمله انتقادات و یا
    گفت‌وگوهای ضد و نقیض بسیاری درباره ساخت این کشتی و استفاده از طلا در آن مطرح می‌شود.

    به همین منظور و برای کسب اطلاع دقیق از چند و چون ساخت این محصول و واقعیت‌های آن دقایقی را با «سیدعلی‌اصغر موسوی» طراح و سازنده این کشتی مطلا که آیات قرآن روی آن نقش بسته به گفت‌وگو نشستیم.

    جرقه اولیه ساخت کشتی مطلا

    موسوی
    درخصوص ایده ساخت این کشتی گفت: یکسال قبل دو اثر خود را به حرم امام
    علی(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) اهدا کردم، در آن سفر هنگامی که به حرم امام
    حسین(ع) وارد شدم دیدم دستانم خالی است، از همان جا با امام پیمان بستم که
    در اولین فرصت بهترین اثرم را تولید و به حرم نورانی سیدالشهدا(ع) اهدا
    کنم.

    وی درباره نحوه طراحی کشتی گفت: از همان ابتدا حدیث قدسی «ان‌الحسین مصباح الهدی و سفینه‌ النجاه» به ذهنم آمد و با همین الهام طرح ساخت کشتی را متصور شدم و طراحی آن آغاز شد.

     

     

    جنس کشتی از چوب و ورق‌های برنج و برنز است

    موسوی
    درخصوص فرآیند ساخت این کشتی گفت:‌ موضوع طراحی کشتی را با برخی دوستان
    مطرح کردم و نهایتاً‌ بدنه اصلی کشتی با جنس چوب ساخته شد و در روی آن
    ورق‌هایی از جنس برنز و برنج ساخته و نصب شد تا بتوانیم آیات قرآن کریم و
    برخی روایات را روی این ورق‌ها حک کنیم.

    سازنده
    کشتی مطلا از کتابت کل قرآن روی بدنه کشتی خبر داد و گفت: سپس با سوزن
    فولادی کل قرآن کریم را روی بدنه کشتی حک کردیم و کلمه مقدس «الله‌اکبر» را
    به عنوان تذهیب دور تا دور کشتی نگارش شد.

    استفاده از ۱۴۰ گرم طلا برای آبکاری کشتی

    وی
    ادامه داد: پس از اتمام حکاکی‌های آیات قرآن و روایات برای اینکه ورق‌های
    برنجی و برنزی رنگش یکدست شده و به مرور زمان سیاه نشود با آب طلا روکشی بر
    روی آن انجام دادیم که در مجموع حدود ۱۴۰ گرم طلا برای این کار استفاده
    شد. همچنین ورق‌های برنزی و برنجی استفاده شده بر روی کشتی حدود ۲۵ کیلو
    وزن دارد و مابقی وزن کشتی که حدود ۷۰ کیلو است، چوب است.

    ابعاد کشتی مطلا

    موسوی
    درخصوص ابعاد کشتی مطلا گفت: طول این کشتی ۳ متر است، ارتفاع آن یک متر که
    با نصب بادبان‌ها به ۳ متر رسید و عرض آن هم یک متر است، البته ۸ بادبان
    از جنس چرم روی این کشتی نصب شده که در آن «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم»، «قرآن
    کریم» و سه حدیث «ان‌الحسین مصباح الهدی و سفینه‌ النجاه»، «حسین منی و ان من حسین» و «حدیث ثقلین» بر روی بادبان‌ها نوشته شده است. همچنین در انتهای
    بادبان‌ها علمک‌هایی قرار گرفته که سه دست روی آن به یاد دست‌های علمدار
    کربلا نصب شده است. البته دو کابین هم بر روی کشتی طراحی و ساخته شده که
    نام مقدس الله و ۱۴ معصوم روی این کابین‌ها حکاکی شده است.

     

     

    کل هزینه ساخت کشتی ۴۰ میلیون تومان است/ همه هزینه‌ها را خودم پرداخت کردم

    وی
    درباره هزینه ساخت این کشتی گفت: برای ساخت این کشتی مطلا حدود ۴۰ میلیون
    تومان هزینه شده که همه این پول را خودم از اموال خودم پرداخت کرده‌ام و
    هیچ کمک دولتی و مردمی در این راستا دریافت نکرده‌ام. البته این بزرگ‌ترین
    افتخار برای من است که اموالم را در این راه خرج کنم زیرا می‌توانستم این
    پول را به جای تولید اثر هنری، صرف امورات زندگی و خانواده‌ام کنم. این را
    هم بگویم تمام محصولاتی که من ساخته‌ام از روز اول یعنی از حدود ۲۶ سال قبل
    همه با هزینه‌های شخصی بوده و همه این آثار به حرم مطهر حضرات معصومین(ع)
    اهدا شده است و از هیچ یک از این آثار نفع مالی نداشته‌ام.

    وی
    با گلایه از هجمه‌هایی که اخیراً برای ساخت این کشتی بر علیه‌اش شده است،‌
    گفت: متأسفانه برخی از دوستان دانسته یا نادانسته هجمه‌های زیادی را بر
    علیه این کار انجام دادند در حالی که این یک اثر هنری است و شاید در تولید
    آثار مختلف هنری که برای قرآن و اهل بیت(ع) هم تولید نمی‌شوند هزینه‌های
    بسیار سنگین‌تر از این صرف شود که بسیاری از آنها با بودجه‌های دولتی است.
    اما متأسفانه ساخت این اثر هنری با هزینه بسیار پایین آن هم با نیت و عشق
    به اهل بیت(ع) با هجمه‌های بسیاری روبه‌رو شد که کاملاً کذب،‌ دروغ و
    بی‌اساس است.

     


    منبع:فارس

    قالب وردپرس

  • روضه اول ماه جمادی الاول درهیئت سینه زنان عاشقان فاطمه(س)

    روضه اول ماه جمادی الاول درهیئت سینه زنان عاشقان فاطمه(س) با روضه خوانی کربلایی علی رضا اسفندیاری
    و مداحی کربلائی جوادمقدم برگزار شد.

    عقیق:در ادامه تصاویر این مراسم را می بینید:

    قالب وردپرس

  • جشن تولد یک شهید امنیت+عکس

    مراسم جشن تولد ۳۴ سالگی شهید محمد غفاری بر سر مزارش برگزار شد.

    عقیق:مراسم جشن تولد ۳۴ سالگی شهید «محمد غفاری» با حضور پدر، مادر، همسر،
    جمعی از خانواده شهدا و جانبازان  و عموم مردم بر سر مزارش واقع در گلزار
    شهدای شهر همدان برگزار شد.

    بر پایه این گزارش، شهید محمد غفاری در
    ۳۰ دی ماه سال ۶۳ در همدان متولد شد. او پس از اخذ دیپلم  در کنکور سراسری
    در رشته داندانپزشکی قبول شد. از آن‌جا که عشق به شهادت در وجود او موج
    می‌زد, از تحصیل در رشته داندانپزشکی صرف نظر کرد  و پس از شرکت در آزمون
    ورودی دانشگاه امام حسین(ع) و قبولی در آن, به یادگیری علوم و فنون نظامی و
    درس ایثار و از خودگذشتگی مشغول شد.

    سپس وارد یگان ویژه صابرین شد و
    سرانجام  در ۱۳ شهریور ۱۳۹۰ در ارتفاعات جاسوسان در درگیری با تروریست های
    پژاک به همراه ۱۲ نفر از همرزمانش  به آرزوی دیرینه خود رسید و به فیض
    شهادت نائل شد.

    قالب وردپرس

  • دست هنرمندان دینی را باید بوسید/ مطلاکردن قرآن در سیره معصومان نیست

    عقیق:با
    اشاره به اینکه از آغازین دوران نزول قرآن خداوند ما را دعوت به تدبر و
    تعقل در آیات قرآن کرد، افزود: حجم آیاتی که ما را دعوت به تعقل و تفکر
    می‌کند، بزرگ و تکراری است و این‌ها همگی مقدمه‌ای برای عمل به قرآن است.

    وی
    ادامه داد: اکنون می‌بینیم غالباً قرآن و مفاهیم و راهبردها و راهکارهای
    آن جایگاهی ندارد و به تواشیح و همخوانی آن دلخوش می‌کنند و مردم را از
    محتوای قرآن آگاه نمی‌کنند و این امر بر دوش علمای اسلام سنگینی می‌کند.  

    اهل عترت(ع) ما را دعوت به فهم قرآن کردند

    بهرام‌پور
    با بیان اینکه برخی کارهای هنری درباره قرآن برخاسته از نگاه قشری و سطحی
    است که آورده معرفتی ندارد و حتی مقدمات فهم هم نیست، گفت: ابتدا باید دست
    هنرمندان دینی را بوسید و از نیت خیر ایشان قدردانی کرد. من چون برخی
    برخوردهای نامناسب در قرآن را می‌بینم که قرار است تبدیل به فرهنگ شود،
    مجبورم نقدهایی از روی دلسوزی وارد کنم؛ باید به عزیزان هنرمند عرض کنم اگر
    «مطلا» کردن قرآن یک ارزش است، چرا در سیره عملی و کلامی پیامبر(ص) و
    اهل‌بیت(ع) یافت نمی‌شود؟ هیچ زمانی به ما دستور ندادند اینچنین رفتاری
    داشته باشیم. بلکه در برخی احادیث از قشرگرایی نهی شده است؛ آنجا که
    پیامبر(ص) در حدیثی فرمودند در آخرالزمان «از قرآن به جز نقشی باقی
    نمی‌ماند». یا امام صادق(ع) در روایتی فرمودند در آن زمان مساجد را طلاکاری
    می‌کنند. به نظرم یکی از مصادیق بارز این حدیث همین دوران است.

    وی
    افزود: در عصری که قرآن به عنوان یک کتاب هدایتگر و راهبردی غالباً مورد
    استفاده مسئولان فرهنگی و سیاسی کشور نیست و عده‌ای هم ترجمه و مفاهیم این
    فرمان آسمانی را نمی‌دانند و آن را با جواهرآلات مزین کنیم، رفتار مناسبی
    نیست و باید در قیامت همه ما باید پاسخگوی پیامبر گرامی اسلام(ص) باشیم.
    خداوند می‌فرماید: وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا
    هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛ و پیامبر [خدا] گفت: «پروردگارا، قوم من این
    قرآن را رها کردند.»

    علمای دین باید هنرمندان را جهت‌دهی کنند

    این مترجم قرآن با بیان اینکه بنده از این هنرمند عزیز گلایه ندارم بلکه
    گلایۀ بنده از علمایی است که باید هنرمندان گرامی را جهت‌دهی کنند، اما این
    کار را انجام نمی‎دهند، افزود: برخی از علمای بزرگوار ما نه تنها عرصه هنر
    و هنرمند را رها کردند بلکه باعث ترویج یک امر غلط در فرهنگ تشیع می‌شوند.
    این بدترین وجه برخورد با هنر دینی و هنر قرآنی است که منتظر بمانیم اثری
    دینی خلق شود و بعد صرفاً برای مراسم رونمایی حضور داشته باشیم. این ضعف
    حوزه است که باید سریع‌تر اصلاح کند و هنرمندان انقلابی و دینی ما را که
    مطمئن هستم نزد خداوند متعال بسیار جایگاه دارند، از جهت محتوا غنی کند.
    علمای بزرگوار ما باید در منابر و خطبه‌های نماز جمعه فهم القاء کنند. از
    سوی دیگر آیا نباید هنرمندان گرامی نباید قبل از شروع کار با علمای دانای
    اسلام مشورت کنند و بعد شروع به کار کنند تا ظلم به قرآن صورت نگیرد؟!

    آثار هنری باید مقدمه فهم قرآن باشد

    وی
    با انتقاد از برداشت از کلام رهبر معظم انقلاب که در آثار قرآنی باید
    نوآوری داشت، گفت: به نظر بنده درباره کلام رهبر معظم انقلاب باید دقت
    بیشتری کرد تا دچار فهم غلط نشد. باید از خودمان بپرسیم این کار چه سودی در
    راستای فهم قرآن خواهد داشت؟ چه جذبه‌ای برای مردم مؤمن ما خواهد داشت؟

    نوآوری قرآنی به معنای تفسیر هنری قرآن است

    این
    مفسر قرآن افزود: به نظر بنده منظور سخن رهبر انقلاب بیشتر ناظر بر مقدمات
    فهم است. به عنوان نمونه بیاییم قرآن را مطابق با فهم یک دانش‌آموز آن هم
    با ابزارهای هنری و دیجیتالی تفسیر کنیم. یعنی با تصویر و سایر آثار هنری
    فهم القاء کنیم. در حال حاضر چه مقدار از این تولیدات داشتیم؟ در عصری که
    دشمن با نرم‌افزارهای موبایلی و بازی‌های رایانه‌ای نوجوانان و جوانان ما
    را مورد هجمه قرار داده‌اند، باید در عرصه معارف نوآوری داشته باشیم تا این
    قشر آسیب‌پذیر اما در عین حال مستعد به معارف دینی را حمایت کنیم. اکنون
    آمارهای بسیار نامناسبی درباره ارتباط نوجوانان با فضای مجازی وجود دارد.
    چرا هیچ کس احساس مسئولیت نمی‌کند؟ این راهکاری که ارائه دادیم. اگر ما به
    روشی برسیم که هر دانشجو بتواند در پایان هر دوره از تحصیلات دانشگاهی با
    مفاهیم یک جزء از قرآن آشنا شود، شاید این هم بتواند یک نوآوری باشد که
    برای آن هم طرح نتیجه‌بخش دارم.

    شبکه قرآن سیما چرا به سمت معارف قرآن نمی‌رود؟!

    بهرام‌پور
    با ابراز تأسف از نگاه سطحی و قشری به قرآن گفت: متأسفانه اکنون رفتارها
    در قبال قرآن قشری شده است و اکثراً به ظواهر می‌پردازند. چرا نباید
    رسانه‌ها بیشتر به معارف قرآنی بپردازند؟ چرا مدام به تلاوت و قرائت و
    ترتیل و … می‌پردازند و به سمت تفسیر و فهم قرآن حرکت نمی‌کنند؟ بسیار
    اندک و جزئی به آن پرداخته می‌شود. چرا عده‌ای نوجوان را دور خود جمع
    می‌کنند، بیشتر سعی نمی‌کنیم آن‌ها را با باطن قرآن و تفسیر آن مأنوس؟ و
    حالا خیلی‌ها قرآن را برای مسابقات می‌خواند نه برای رشد و ارتقای معنوی و
    معرفتی. باید گفت شما «لا إله» را می‌گویید «إلا الله» را نمی‌‌گویید.
    بیشتر تأکید رهبر معظم انقلاب روی مفاهیم قرآن، عمل به قرآن و بعد حفظ قرآن
    است. چرا روی این موضوع سرمایه‌گذاری کلان نمی‌کنیم؟

    این
    مفسر قرآن با اشاره به ارائه طرح تفسیری به مسئولان سیما گفت: بنده قبلاً
    به مسئولان سیما پیشنهاد دادم در بحث قرآن مناظراتی بین علما و مفسران صورت
    بگیرد. یک سؤال مطرح شود و ابعاد آن آیه مورد بررسی و مناظره قرار گیرد.
    یعنی برداشت یکدیگر را نقد کنند. این مسأله باعث جذب مخاطب هم می‌شود و
    مجبور می‌شود خودش آیات را بررسی کند. این پیشنهاد هرچند مورد قبول واقع
    شد، اما عملی نکردند.

    به
    گزارش تسنیم، «قرآن کشتی مطلا» یک اثر هنری بر روی کشتی است که توسط علی
    اصغر موسویان از هنرمندان و خادمان آستان مقدس قرآن کریم از ابتدا تا
    انتهای آن با سوزن فولادی و در ابعاد طول سه و عرض و ارتفاع یک متر حک شده
    است.

    این هنرمند قرآنی درباره انگیزه این
    کار گفته بود «بنا به توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر داشتن نوآوری در آثار
    قرآنی توانستم بیست و سومین اثر هنری قرآنی که قرآن کشتی مطلا است را خلق
    کنم.»

    مراسم رونمایی از اثر هنری «قرآن
    کشتی مطلا» ظهر چهارشنبه با حضور تولیت آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) در
    موزه حرم مطهر برگزار شد.

    منبع:تسنیم

    قالب وردپرس

☰
twitterinstagramlinkedin