تَرَتُّب، نظریه ای در اصول فقه شیعه، به معنای فعلیت یافتن واجب مهم در صورت انجام ندادن واجب اهمّ، در فرض تزاحم میان اهمّ و مهم می باشد. ترتب به مشروط بودن « امر به مهم» به ترک «امر به اهم» در اجتماع دو امر فعلیِ اطلاق می شود.
معنای ترتب درلغت
ــ ترتّب در لغت به معنای ثابت و بی حرکت بودن و در جای خود ایستادن است. هر گاه مکلَّف ، به طور هم زمان، با دو واجب شرعی متزاحم مواجه باشد، بدین معنا که در زمانی معیّن، فقط بتواند یکی از آن دو را انجام دهد؛ در این صورت اگر یکی از آن دو (مانند نجات غریق ) در نظر شارع مهم تر از دیگری (مانند خواندننماز ) باشد، وظیفه او انجام دادن واجب مهم تر است و در آن ظرفِ زمانی موظف به انجام دادن واجب دیگر نیست. با این همه، در نظر برخی اصولیان متأخر امامی (رجوع کنید به ادامه مقاله)، انجام ندادن واجب مهم تر (واجب اهمّ)، موجب فعلیت یافتن واجب دیگر (واجب مهم) می شود. این نظریه در اصول فقه ، ترتّب نام گرفته است.
ــ ترتب، در لغت به معنای توقف وجود چیزی بر دیگری است و در اصطلاح ، به معنای اجتماع دو حکم فعلی در موضوع واحد و یا اجتماع دو حکم فعلی در دو موضوع در یک زمان می باشد، به گونه ای که مکلف قادر به امتثال هر دو با هم نیست و این در جایی است که یکی از دو حکم ، مطلق و دیگری مشروط به عصیان حکم مطلق یا مشروط به بنای مکلف بر عصیان حکم مطلق باشد. اجتماع دو امر فعلی در دو موضوع، مثل آن که دو نفر در حال غرق شدن باشند، ولی یکی مؤمن و دیگری منافق باشد. و اجتماع دو امر فعلی در یک موضوع، مثل آن که ورود در ملک غیر، بی اذن مالک ، به عنوان …
[ مشاهده متن کامل آشنایی با اصطلاح اصولی ترتب در سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان ]
اخبار پیشنهادی:

دیدگاهتان را بنویسید