من پاریس بودم، چند جلسه از من دعوت برای سخنرانی کرده بودند. یک روز، یک دکتری – که خیلی آدم باسوادی است – به من گفت: یک استاد بسیار مهم فوق تخصص انرژِی هسته ای از کانادا برای همین مسائل علمی به پاریس آمده است و من به او گفته ام: یک عالِم از مذهب ما، مکتب ما در پاریس است، آیا دلت می خواهد زمینۀ ملاقات تو را با او فراهم کنم؟…
من پاریس بودم، چند جلسه از من دعوت برای سخنرانی کرده بودند. یک روز، یک دکتری – که خیلی آدم باسوادی است – به من گفت: یک استاد بسیار مهم فوق تخصص انرژِی هسته ای از کانادا برای همین مسائل علمی به پاریس آمده است و من به او گفته ام: یک عالِم از مذهب ما، مکتب ما در پاریس است، آیا دلت می خواهد زمینۀ ملاقات تو را با او فراهم کنم؟ آن آدم خیلی نرمی بود و دنبال فهم و علم بود، حالا تخصص خودش انرژی هسته ای بود، گفت: از طرف من مانعی نیست. پس آن دکتر آمد و به من گفت: این مرد فوق العاده است! من می خواهم دعوتش کنم تا یک جلسه با شما بنشیند. به او گفتم: ناهار بگو که بیاید. و دکتر گفت: ببینم قبول می کند. قبول کرده بود و آمد. بعد از ناهار به من گفت: من به این نتیجه رسیده ام که دنبال یک دین حق بگردم و الآن که هیچ دینی ندارم، آن دین حق را قبول کنم؛ چون دانشمندان جهان دین کلیسا را قبول ندارند، چون آیین کلیسا، آیین یهودیت، آیین زرتشتیت، حرف دو دو تا چهارتا بسیار کم دارند! حرفهایی که با فطرت و عقل نمی خواند، بسیار زیاد دارند؛ لذا دانشمندان چون مکتب اهل بیت(علیهم السلام) را نشناخته اند، دین خودشان را هم کنار گذاشتند و گفتند: بی دینی برای ما بهتر از دینداری است که دین، با فطرت، درون، عقل و اعمال و روش و منش او سروکار …
[ مشاهده متن کامل شیعه شدن استاد دانشگاه اهل کانادا توسط استاد انصاریان در سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان ]
اخبار پیشنهادی:














